السيد الخميني
مصباح الهداية 186
مصباح الهداية إلى الخلافة والولاية ( فارسى ) ( موسوعة الإمام الخميني 44 )
بر طبق مبنا يا مبانى حكما ، تحقق عقول مجرده در عرض يكديگر بدون شك از محالات و بطلان آن از اوّليات است . كسى كه تصور صحيحى از صدور و مصدر و صادر ، و نيز تصور صحيحى از بسيط حقيقى و واجب الوجود بالذات داشته باشد ، امتناع آن را بديهى مىيابد . چه آنكه لازم تعددِ معاليل صادرِ بلاواسطه از بسيط حقيقى مستلزم تركيب حقيقى در حق اول است . و اين مسأله ربطى به مختار و غيرمختار ندارد . برخى از بهظاهر عارفان ، از طايفهء سنت و جماعت ، چون به طور روشن مىدانستند كه آدم الأولياء ، على بن أبى طالب - عليهما السلام - در ميان خلفا ، بلكه صحابه ، افضل و اتم و اقرب خلايق به حضرت ختمى مقام است ، و روايت معتبر « يا عليُّ ، لَحْمُك لَحْمي ؛ ودَمُك دمي ؛ وحَرْبُك حربي ؛ والإيمانُ مُخالِطُ لَحْمِك ودَمِك » . بهوضوح مؤيد اين معناست ، همداستان با فرقهء اشاعرهء اتباع شيخ اشعرى ( از احفاد ابوموسى اشعرى ) حسن و قبح عقلى را رد كردند ، و صراحتاً گفتند مىشود كه در شخصى جميع علل و اسباب افضليت و تقدم موجود باشد ، با اين وصف ، مقام برترى نزد خداوند را دارا نباشد . و جايز است كه ياغى مطلق به اعلى درجات قرب به حق و اتمّ درجات جنان و فردوس خلد و اصل و متنعم شود ؛ و مطيع محض و بندهء كامل در علم و عمل در دركات نيران جاى گيرد ! اين فرقهء ضاله نفهميدهاند كه حقيقت بهشتْ نفوس كاملهء در علم و عمل ،